|
بسياری اين چنين اند
مسافری بی قرار
از شاخه ای به شاخه ای ديگر
همواره به جستجوی بخت
اما به هر مخاطره ای باز خويشتن را می يابند
بيشتر سرگشته و کمتر بخت يار
تا ان روز که در يابند
چيزی را که می جسته اند
پيوسته با درون خويش نهان داشته اند
و انچه شادمانش می کند
تقسيم نان جان است به سفره ی دوستی
و با انکه بيشتر از همه دوستش دارند
او را که عاشقند
|